|
ادبی دلنوشته ها
سلام
راستش تو این مدت اصلا با این وبلاگ راحت نبودم و البته با خودم پس تصمیم گرفتم کنار موضوع ادبی یه دلنوشته ها هم اضافه کنم واقعا احساس می کردم خودمو گم کرذ م اما حالا فکر می کنم فقط خیلی راحت از کنار خودم گذشته بودم اما خب اصلا ناراحت نیسستم چون همیشه وقت برای جبران هست حتی وقتایی که فکر می کنی همه چیز تمومه در ضمن بعد از مدت ها یه کاری دارم که دوستش دارم :
* تو ان یکی که نبود من ان که بود حالا قصه شروع می شود یکی بود یکی نبود
و یک کار قدیمی ترکه اونو هم خیلی دوست دارم:
* مغزم دوباره یک قل دو قل می زند توی سرم که هی من نیمه کاره ام بگو چشم نمی گویم! لطفا مرا زنده به گور کنید |