تبليغاتX
پانتومیم
با عرض معذرت از دوستانی که دوباره به اینجا سر زدند اماباید بگم که

شدیدا به کمک نیاز دارم اخه قسمت ادبیات  جهان رو در نشریه ی ادبی گچ پژ به من سپردن وقطعا به تنهایی نمی تونم از پسش بر بیام

منتظر اعلام امادگی دوستان عزیز هستم

بد نیست اینم بگم که با اینکه یه نشریه دانش اموزیه امیدواریم خیلی متفاوت باشه

 

سلام

بخون و بدون انتظار ندارم چیزی بگی.

دوباره قولمو شکستم  دوباره چرق چروق صدامو زیر پای کسایی که خیلی ادعاشون میشه می شنوم

من اشک ندارم بریزم فقط امیدوارم بتونم یه چیزی پیدا کنم واسه چسبوندن خرده هام تا نذارم عقده

بشه

اصلا دوست ندارم مظلوم باشم اما دوباره مثل همیشه تو خیلی چیزا دست وپا ...

نه!

دست و پامو می شکنم!

و سر خودم داد می زنم:حق نداری!

حالا که نگاه می کنم می بینم چقدر راحته ادم خودشو داغون کنه...

ولی نه من اهلش نیستم!

شاید یه روز منفجر شدم

اما هیچ وقت منتظر آوار شدنم نباش

 

 یک طرح

 

*

زن

امروز

...

طعنه را کنار بگذار

 

و یک سپید قدیمی تر که رو قسمت اخرش هم یه حرفایی شد اما نتونستم عوضش کنم هنوز

 

*

بابا رفته نان بیاورد

هر شب اما با صدای در

درد می اورد

و مادر

اخ!

درد داشت...

یک نانخور اضافی!

می اید و نمی داند

سنگی نداریم تا 

یک قل دو قل بازی کنیم

 و بچسبانیم روی قبرش

و اسمی که...

اسمی که بابا اورد مال تو

 درد عزیز!

 

 راستی!

می دونم نباید چیزی بگم و بذارم  حرفا رو اساتید بزنن اما اساتید محترم لطفا ادبیات ما رو راحت بگذارید و بیشتر از این الودش نکنید بذارید بازم به ادبیاتمون افتخار کنیم هر چند انگار از ما گذشته

...

از اساتیدی که با یک چشم بهشون نگاه میشه در حالی که واقعا قابل احترامن با شرمنده گی بسیار عذر خواهی می کنم


+ نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 16:25
توسط لاله آئین مهر موضوع: |