تبليغاتX
پانتومیم
سلام

راستش تو این مدت اصلا با این وبلاگ راحت نبودم و البته با خودم پس تصمیم گرفتم کنار موضوع ادبی

یه دلنوشته ها هم اضافه کنم

واقعا احساس می کردم خودمو گم کرذ م اما حالا فکر می کنم فقط خیلی راحت از کنار خودم گذشته

بودم اما خب اصلا ناراحت نیسستم چون همیشه وقت برای جبران هست حتی وقتایی که فکر می کنی

همه چیز تمومه

در ضمن بعد از مدت ها یه کاری دارم که دوستش دارم :

 

*

تو ان یکی که نبود

من ان که بود

حالا قصه شروع می شود

یکی بود یکی نبود

 

و یک کار قدیمی ترکه اونو هم خیلی دوست دارم:

 

*

مغزم دوباره

یک قل دو قل

می زند توی سرم

که هی من نیمه کاره ام

بگو چشم

نمی گویم!

 لطفا مرا زنده به گور کنید


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 12:30
توسط لاله آئین مهر موضوع: |
سلام

 قول میدم دیگه از اون پست ها نداشته باشم

البته الان هم نمی خواستم پست جدید بذارم اما ...خب گذاشتم

دیگه

ماه محرم هم که داره میاد و باهاش یه عالمه چیز قشنگ هم

شروع میشه

البته ظاهرا هنوز چیزی اونقدر تحت تاثیر قرارم نداده که شعر

بشه خب اصراری هم نیست

اما یه کاری دارم که بی ربط به محرم نیست

 

گوش بلا را کر کردیم

 با

        کربلا کربلا

تا تمام بلا های نیامده

            سرمان امد

*

درخت های سیب را

 توی سلول هایم

             انفرادی می کنم

   برای تمام خطاهای دنیا

           و به جرم قانون جاذبه

 

*

شیطان

تو که شاعر نیستی

توی کار خدا دخالت نکن

                                ...


+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 14:21
توسط لاله آئین مهر موضوع: |
سلام

از همه که لطف دارن ممنون اما راستش میخواستم خواهش کنم

فعلا به شعرای من به عنوان ایده نگاه کنید چون درس نمیذاره

روشون کار کنم(وقتی نباید شعر بگی برعکس ذهنت پر ایده های

جدیده) پس دوتا ایده دارم امروز

 

من یک سرخ پوستم

که زیر پوست

     یک ادم گناه کار قایم شده ام

   تورا به خدا مرا

        به نام خودم قتل عام کن

و بگذار

اخرین جیغم را

         با رنگ

             سرخ بگشم

 

*

من

اسپرم شماره ی

هزار و سیصد و شصت و هشتم

باور نمی کنید؟

توی شناسنامه ام ثبت شده ام

و پایم روی زمین قرص است

به همت ادم و حوا

و البته

سیبی که عاشق بود

 


+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 12:22
توسط لاله آئین مهر موضوع: |